الفيض الكاشاني
26
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
مراجعه كنند چه اين امر يكى از عجايب اسباب دوستى است . بنابراين اقسام دوستيها به پنج سبب بازگشت دارد كه يكى از آنها محبّت انسان به ذات و كمال و بقاى خويش است . ديگر محبّت انسان نسبت به كسى است كه به او احسان كند در چيزى كه به دوام وجود او بازگشت دارد و به بقاى او و دفع مهلكات از او كمك مىكند . ديگر دوست داشتن كسى كه ذاتا نسبت به مردم نيكوكار است ، هر چند احسانى به او نكرده باشد . ديگر دوست داشتن هر چه ذاتا جميل و زيباست ، خواه اين زيبايى در صورت ظاهر باشد يا در صورت باطن و ديگر دوست داشتن كسى كه ميان آنها مناسبت نهانى باطنى وجود دارد . اگر همهء اين اسباب در يك شخص گرد آيد بى ترديد محبّت چند برابر مىشود ، چنان كه اگر انسان فرزندى داشته باشد زيبا روى ، خوشخوى ، دانشور ، خوش تدبير ، نيكوكار و نسبت به پدر و مادر نيك رفتار ، قطعا بى نهايت محبوب خواهد بود ، و قوّت محبّت نسبت به وى پس از اجتماع اين صفات در او بر حسب قوت اين صفات در نفس دوست دارنده است . اگر اين صفات در منتهاى درجهء كمال باشد قطعى است كه دوستى هم در بالاترين درجات خواهد بود . و ما اكنون روشن مىكنيم كه اجتماع همهء اين اسباب و كمال آنها جز دربارهء حقّ تعالى قابل تصوّر نيست ؛ از اين رو در حقيقت كسى جز خداوند استحقاق محبّت ندارد . بيان آن كه تنها خداوند مستحقّ محبّت است ( 1 ) كسى كه غير خدا را دوست بدارد و دوستى او به وى به سبب نسبت او به خداوند نباشد ، اين علاقهء او نشانهء نادانى و كوتاهى او در شناخت خداوند است . دوستى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز ستوده است ، چه عين دوستى خداست . دوستى عالمان و پرهيزگاران نيز همين گونه است ، زيرا دوست دوست و فرستادهء دوست و دوستدار دوست دوست است و همهء اين دوستيها به دوستى اصل بازگشت دارد و از او به غير تجاوز نمىكند . از اين رو محبوب حقيقى در نزد ارباب بينش تنها خداست و جز او كسى استحقاق محبّت ندارد . براى توضيح اين مطلب بايد به اسباب پنجگانهاى كه ذكر كرديم بازگرديم و روشن كنيم كه همهء آن صفات در حقّ تعالى جمع است و در غير او جز آحادى از آنها يافت نمىشود و وجود آنها در خداوند حقيقت و در غير او وهم و خيال و مجاز محض است كه هيچ حقيقتى براى آن نيست ؛ و چون اين مطلب ثابت شود ، بر هر صاحب بينشى ضدّ آنچه خردهاى ناتوان و دلهاى ضعيف گمان كردهاند كه دوستى خداوند محال است ، مكشوف و روشن